۳۰ شهریور ۱۳۸۷
by تفکر برتر
Posted in:
نقاشی های مدرن
|
|
|
۲۷ شهریور ۱۳۸۷
by تفکر برتر
در 1869 در لوکاتو - کامبرزی در شمال فرانسه متولد شد. در رشته حقوق تحصیل کرد. در 1890 در پاریس در آکادمی زولین - زیر نظر گوستاو مورو به فراگیری هنر پرداخت. در 1897 با پیسارو و در 1899 با دورن آشنا شد. کارهای خود را در نمایشگاه های مختلفی - از جمله از 1901 در سالن مستقل ها و از 1903 در سالن پائیز به نمایش درآورد. در 1904 نخستین نمایشگاه انفرادی خود را در گالری ولار برگزار کرد. تابستان ها را با نقاشی کردن در جنوب فرانسه می گذراند. در سال های 1905 - 1906 همراه نقاشان دیگری با عنوان فووها آثار خود را در سالن پائیز به نمایش گذاشت. در 1909 چند نقاشی بزرگ اندازه برای خانه شچوکین در مسکو کشید. به ایتالیا - آلمان - اسپانیا - مراکش - و مسکو سفرنقاش و مجسمه ساز معروف فرانسوی اواخر قرن نوزدهم ونیمه اول قرن بیستم ،با سبک بدیع نقاشی و مجسمه سازی پیروان به دست آورد و بسیاری از شاگردان او نیز در عالم نقاشی شهرت یافتند . در سالهای دهه 1910 و 1920 بین ماتیس و پیکاسو رقابت شدیدی به وجود آمد ، ولی در سالهای پایانی عمر ماتیس این رقابت به دوستی مبدل شد . ماتیس درسال 1954 در سن 85 سالگی در گذشت .
گزیدهای از یک نامهی برانگیزاننده و الهام بخش از « هنری ماتیس » ترجمه: سیاووش روشندل
Henri MatisseDecember 31, 1869 – November 3, 1954-
ونیز، 14 فوریه 1948آقای کلیفورد عزیزمن همواره تلاش کردهام تا سختیهای کارم را پنهان کنم و آرزویم این بوده که کارهایم به روشنی و سرخوشی بهاران باشند، چنان که هرگزکسی نتواند سختی و مشقت پسِ کار را حتي حدس بزند. از این رو نگرانم که جوانان در طرحهای من تنها قلماندازی و بیدقتیهای آشکار را ببینند و آن را بهانهای قرار دهند برای معاف کردن خود ازکوششهای ناگزیری که به باور من ضروریاند.
نمایشگاههای اندکی که در چند سال اخیر شانس بازدیدشان را داشتم نگرانم میکنند که نقاشان جوان از مسیر کند و دردناک تمرینهایی که برای آموزش هر نقاش معاصری که مدعی معماری رنگ است ضروری است اجتناب کنند. این کار مشقتبار امری حیاتی است، حقیقتا اگر باغ در زمان مناسب شخم نخورد، آنگاه دیگر به هیچ دردی نخواهد خورد. آیا جز این است که هر سال زمين را ابتدا صاف و پاك میکنیم و از آن پس کشت می کنیم؟هنگامی که هنرمند نداند چگونه دورههای شکوفاییاش را با کارهایی که تنها شباهت اندکی به محصول نهایی دارند سامان دهد، او آیندهی کوتاهی پیش روی خود دارد، یا هنگامی که هنرمندی "ظهور" می کند و دیگر حسی برای بازگشت گاه به گاه به زمین ندارد، آنگاه او شروع به چرخیدن و تکرار خود می کند، تا آنجا که با هر بار تکرار کنجکاوی اش خاموش و خاموش تر شود...
نقاش آینده باید چیزی را كه برای رشدش لازم است بو بکشد، اگر آن- طراحی یا حتی مجسمه سازی- یا هر چیز ديگري است كه به او اجازه می دهد تا با طبیعت یکی شود، و خود را از طریق او بشناسد، با نفوذ به درون اشیا، - چیزی که من آن را طبیعت مینامم -و همهي آنچه که احساسش را برمیانگیزد.من بر این باورم که مطالعه کار از راه طراحی ضروریترین کار است. اگر طراحی را برآمده از روح و رنگ را برآمده از احساس بدانیم، پس ابتدا باید طراحی کنید، تا روح به چنان رشدي برسد که بتواند رنگ را در مسیرهای معنوی خود هدایت کند. اين چيزي است كه ميخواهم فریادش کنم، هر بار کار مردان جوانی را میبینم که نقاشی دیگر برایشان ماجرایی نیست، و آن كه تنها هدف اش دستیابی به عنوان مرد اول صحنه در راه شهرت است.
تنها پس از سال ها ممارست است که هنرمند جوان می تواند رنگ را لمس کند- رنگ نه منظور وصف، چنانكه هست، بلکه به عنوان بیانی صمیمانه. آنگاه او می تواند امیدوار باشد که همهی تصاویر، حتی همهی نمادها یا سمبلهایی که استفاده می کند، بازتابی از عشقش به اشیاء باشد، به مثابه بازتاب صمیمیتش باشد، در صورتي كه توانایی برگیری از آموختههایش را داشته باشد، با خلوص، و بی دروغ گفتن به خود.آنگاه او رنگ را با بصیرت به کار خواهد گرفت؛ آن را در هماهنگی با طراحی ای طبیعی، غیر قراردادی و تماما رازآمیز روی کار خواهد نشاند، تماما بیرون جهیده از احساساتش؛ این همان چیزی است که اجازه می داد تا تولوز لوترک Henri de Toulouse-Lautrec در انتهای عمرش بانگ بر آورد که:"سرانجام، دیگر نمی دانم چگونه باید طراحی كرد."
نقاشی که تازه نقاشی را شروع كرده فکر می کند نقاشیاش برآمده از قلب اوست. هنرمندی که رشدش کامل شده نیز فکر می کند با قلبش نقاشی می کند. تنها دومی راست است، چرا که انظباط و تمرینش او را قادر ميسازد كه شوک هایی را متحمل شود که حداقل برخی از آنها باید پنهان نگاه داشته شوند.من مدعی آموزش نیستم، تنها نمی خواهم نمایشگاهم برای کسانی که دارند راه خود را پیدا می کنند، محملی برای برداشتهای خطا شود. دوست دارم مردم بدانند نمیتوان رنگ ها را بیدردسر درچنتهی خود داشت، بی آن که از مسیر دشوار تمرینهای شایستهی آن عبور كرده باشيم. اما پیش از هر چیز روشن است که فرد باید استعداد رنگ داشته باشد، چنانکه خواننده باید برخوردار از صدا باشد . بی این استعداد فرد راه به جایی نمی برد، و هر کس نمی تواند مثل کورِجو (Correggio) به صداي بلند بگويد: " من هم نقاش هستم = Anch' io son pittore " * .رنگ شناس، حضور خود را اعلام می کند، حتی اگر كارش طراحی ساده ای با زغال باشد.
*جملهاي كه كورجو در هنگام ديدن نقاشي رافائل به نام "سنت سيسيليا در بولوني" ("St. Cecilia" at Bologna) به زبان آورد.__________________ کرد. از 1919 به بعد برای باله های دیا گیلف دکورسازی کرد. در 1930 برای دیوار نگاری مجموعه بارنز در پنسیلوانیا سفارش کار دریافت کرد. در سال های 1948- 1951 تزئینات داخلی کلیسای روزر در ونس را بر عهده گرفت. نخستین جایزه خود را در نمایشگاه بین المللی کارنگی در پیترزبورگ در 1927 - و سپس در بی ینال ونیز در 1950 دریافت کرد. ماتیس به سبب نوآوری ها و اثرگذاری هایش بر معاصران - یکی از مهمترین هنرمندان قرن بیستم به شمار می آید. اهمیت تاریخی کشف های او در عرصه رنگ ناب را می توان در حد دستاورد کوبیسم در آزاد سازی فرم از قید بازنمایی عینی دانست. ماتیس به هنری متعادل - ناب - آهنگین - آرامش بخش - و عاری از موضوع های گزنده و دلگیر معتقد بود. ماتیس در سال 1954 در ونس در جنوب شرقی فرانسه با زندگی وداع کرد
Posted in:
تحقیق هنری من
|
|
|
ک

محصول كشور : ایران
این کتاب حاوی اطلاعات جامعی در خصوص مکاتب، سبکشناسی، جنبشهای ادبی و هنر جهان و تاریخ و نقد آن تا پایان قرن بیستم است.
فهرست مطالب این کتاب
مکاتب ادبی
- اومانیسم
- کلاسی سیسم (کلاسیسم)
- مکتب رمانتی سیسم
- رآلیسم
- ناتورالیسم (طبعیت گرایی)
- هنر برای هنر
- پارناس
- مکتب سمبولیسم
- ناتوریسم
- وریسم
- فوتوریسم
- امپرسیونیسم
- اکسپرسیونیسم
- کوبیسم
- مکتب دادائیسم
- مکتب سوررآلیسم
- اونانیمیسم (وفاق گرایی)
- اگزیستانسیالیسم (هستی گرایی)
- ایماژیسم (تصویرگرایی)
- اوبژکتیویسم
- کاسموپلیتیسم (جهان وطنی)
- ادبیات معاصر
- مدرنیسم
- پست مدرنیسم (پسامدرنیسم)
- آوانگارد (حجم - پیشرو)
مکاتب هنری جهان
- هنر پیش از تاریخ
- هنر منطقه اژه
- هنر یونان
- هنر اتروسک
- هنر روم
- هنر مسیحیت و بیزانس
- هنر رومانسک
- هنر گوتیک
- هنر در عصر نوزایی
- هنر رنسانس
- منریسم یا شیوهگری
- هنر باروک
- هنر روکوکو
- نئوکلاسیسم (کلاسی سیسم)
- رمانتیسم (رمانتی سیسم)
- رآلیسم (واقع گرایی)
- فولک آرت (هنر عامیانه)
- هنر مدرن
- امپرسیونیسم
- پست امپرسیونیسم
- اکسپرسیونیسم
- آبستره اکسپرسیونیسم
- ناتورالیسم
- وریسم - حقیقت گرایی
- هنر برای هنر / پارناسین
- دکادنس / انحطاط
- سمبولیسم / نمادگرایی
- سینته تیزم: (ساده گرایی) - (تلفیق گرایی)
- نبیس - نبی ها
- ایکونوگرافی (شمایل نگاری یا شمایل سازی)
- هنر قرن بیستم
- فوویسم
- گروه پل
- آبستره آرت - هنر انتزاعی
- گروه هنرمندان نو (نویه گونتسلر فرینیگونگ)
- بلو ا رایتر / سوارکاران آبی رنگ
- کوبیسم (ابتدایی - تحلیلی - ترکیبی)
- پیکره سازی به شیوه کوبیسم
- شیوه پوریسم / ناب گرایی
- حاضر آماده / بازاری
- اورفیسم
- گروه کمدن تاون
- فوتوریسم / آینده گرایی
- ایماژیسم - تصویرگرایی
- ورتی سیسم
- کوبو فوتوریسم
- رایونیسم / پرتوگرایی یا شعاع گرایی
- سوپرماتیسم / سوپرمتیسم
- کانستروکتیویسم / ساختارگرایی
- گروه د. استیل
- پیکر تراشی گروه د. استیل
- معماری گروه د. استیل
- بروتالیسم
- سبک بینالمللی در معماری
- مدرسه هنرهای زیبا / بوزار
- دویچر ورکبوند / انجمن کار
- گروه نوامبر
- شورای هنر
- آرت دکو / نووو دکو یا نئو دکو
- مدرسه باوهاوس
- نئو ایژکتیو / نوعینیت یا واقع گرایی متمرکز کردن زیرکانه
- اگلی رآلیسم / واقع گرایی کریه
- اوالترائیسم / فراگرایی
- شعر هرمسی
- مکتب متافیزیکی
- دادائیسم
- آنتی آرت / ضد هنر
- سوررآلیسم - فرا واقع گرایی
- مجیک رآلیسم - واقع گرایی جادویی
- نئو رمانتی سیسم
- کنگره آرت / هنر مجسم
- مکتب پاریس
- نقاشی لبه سخت
- بیئورون (بی اورون)
- ساکره آرت - هنر مقدس
- لتریسم / حروف گرایی
- (نووو رمان) رمان نو
- گروه بارو / گروه باروبوتگا
- گروه یوستون رود
- نئورآلیسم
- نووو رآلیسم
- رآلیسم سوسیالیستی / واقع گرایی اشتراکی (شوروی سابق)
- هنر مدرن در ایالات متحده امریکا جنبش پرسی سیونیستی / دقت گرایان
- اوبژکتیوسیم - عینیت گرایی
- رآلیسم سوسیالیستی - واقع گرایی اشتراکی (امریکا)
- هنر آبستره ایالات متحده امریکا
- مکتب شیکاگو
- مکتب نیویورک
- فرمالیسم - صورت گرایی
- سبک بین المللی
- آبستره فرمالیسم
- کینتیک آرت - هنر حرکتی
- آپ آرت - هنر بصری
- مویر افکت - اثر موج نما
- هنر جفت و جور کاری
- رآلیستهای نو و هنر پاپ
- هنر مدرن در سایر کشورهای غربی
هنر پاپ یا هنر غالب جوامع غربی
- بیتلها
- هنر واژگانی - تصویری
- شعر عینی
- هنر واژه نما
- شعر مجسم / نشانه شناختی / آوایی / نوخاسته / حرکتی
- سیلابیک پوئتری - شعر هجایی
- سکسآل آرت / هنر جنسی
- فانتاستیک آرت / هنر وهم زا
- تو تال آرت / هنر مطلق
- مینیمال آرت (هنر کوچک پردازی)
- هپی نینگز - رویدادها
- گروه ویئنر
- کانسپشوال آرت / هنر مفهومی
- پست مدرنیسم
- لیت مدرن
- هنر فمینیسم و پست فمینیسم
- دیکانستراکشن / ساختار زدایی
- استراکچرالیسم / پست استراکچرالیسم - ساختار گرایی / پسا ساختار گرایی
Posted in:
معرفی کتاب
|
|
|

نئوامپرسیونیسم نام نهضتی است كه اعضای آن را سورا(1) ، سینیاك(2) و گروهی از نقاشانی تشكیل می دهند كه اصول مطرح شده از طرف آن دو را پذیرفته اند. این اصول عبارتند از مطالعه ی علمی رنگ و تفكیك سیستماتیك «مایه رنگ» كه پیش از آنها این كار به وسیله ی نئوامپرسیونیست ها به شكلی غریزی انجام می شد. در مورد چگونگی ساخته شدن این اصطلاح عقاید مختلفی است. عده ای عقیده دارند كه این اصطلاح را خود نقاشان مزبور به عنوان ادای احترام به نقاشان پیش از خود درست كرده اند. عده ایی دیگر می گویند كه این اصطلاح را دوست و مفسر آثار این نقاشان فلیكس فنئون(3) ساخته است، و آن را برای نخستین بار در مجله ی هنر مدرن چاپ بروكسل به تاریخ 19سپتامبر 1886 به كار برده است. این اصطلاح را آرسن الكساندر(4) كه اغلب او را سازنده ی این اصطلاح می دانند، اخذ كرده و در مقاله ای كه تحت عنوان «واقعه» در باره ی كتاب فلیكس فنئون، به نام «امپرسیونیست های سال 1886» د ر10 دسامبر 1886 نوشت، به كار برد. به هر حال این اصطلاح در 1887 به شكلی جا افتاده و قطعی در مقاله ای كه فنئون در مه 1887 در مجله ی هنر مدرن درباره ی نئوامپرسیونیست نوشت، به كار رفته است، و او در مقاله ی مزبور مشخصات فنی و زیبایی شناسانه ی این نهضت را به طور درست و كامل شرح داده است
پراكنده شدن امپرسیونیست ها در 1880، با تعقیدی در روش آنها و بازگشت به اصول كلاسیك همراه بود. در همان سال دیویدساتر(5) در مجله ی هنر طی یك سلسله مقاله ی مهم تحت عنوان «پدیده ی دید»، حدود 167 اصل را بیان داشت كه به نظر می رسد از همان زمان پیدایش نئوامپرسیونیسم در آنها پیش بینی شده است. در پایان همین مقاله به اهمیت ارتباط بین هنر و علم، اشاره شده است. ساتر اعلام كرد كه قاعده و قانون برخلاف خصوصیت مطلقی كه دارند، هرگز عامل فی البداهگی را در امر اختراع و اجرا از بین نمی برند. علم موجب رهایی از همه ی تردیدهاست، و در نتیجه حركتی آزاد را در یك قلمروی وسیع ممكن می سازد، و درست نیست كه تصور كنیم، هنر و علم آنچنان در مقابل یكدیگر قرار دارند كه حضور یكی، وجود دیگری را نفی می كند. روانشناسی و فیزیولوژی دید مسایل بینایی و عدسی ها، تجزیه ی نور و رنگ، همه، مسایل روزانه یی محسوب می شوند. تجربیاتی كه در آن زمان، توسط هلم هولتز(6) دانشمند فیزیك (1878) و او.ن.رود(7) (1881) به عمل آمده بود. كشفیات پیشین شورول(8) را تكمیل می كرد. كتاب شورول به نام «قانون تضاد فی البداهه» كه نخستین بار در 1839 به چاپ رسیده بود، در 1889 به مناسبت صدمین سالگرد تولد این دانشمند كه خود هنوز زنده بود، به خرج دولت تجدید چاپ شد. در چنین فضای پرشوری از نظر تجربیات تئوریك بود كه ژرژسورا (1891-1859) به بلوغ هنری خویش نزدیك می شد. كارهای تجربی او را در 1882 نقطه های كوچك رنگ و درخشش لرزنده ی ضربه های قلم مو، مشخص می كرد. در بهار 1884 او همراه با هنرمندانی كه از طرف سالن پذیرفته نشده بودند، سالن مستقلین را پایه گذاری كرد، و اولین كمپوزیسیون بزرگ خود به نام «آب تنی» را به آن فرستاد. از بین شركت كنندگان دیگری كه هنوز یكدیگر را نمی شناختند، می توان از پل سینیاك، هانری ادموند كروس(9) ، شارل انگران(10) و آلبر دوبوا پیله(11) را نام برد كه سمت كارشان یكی بود. سورا با این اشخاص دوست شد و در ماه ژوئن، آنها را به طور رسمی و تحت رهبری ادیلون ردون(12)، انجمن هنرمندان مستقل را پایه گذاری كردند. و همین نقاشان، فعالترین اعضای این انجمن محسوب می شدند. هدف آنها منطقی كردن بیان نور، به كمك رنگ خالص بود و می كوشیدند تا یك روش علمی را جانشین روش تجربیِ امپرسیونیست ها كنند. سورا در اولین نمایشگاه انجمن هنرمندان مستقل در ماه دسامبر بار دیگر تابلوی آب تنی را به نمایش گذاشت، این تابلو بر اساس تضادهای سایه ها ساخته شده بود، و با یك رفتار قابل انعطاف هدف او را كه آشتی دادن ابدی با زودگذر، معماری با نور، فیگور با منظره و تحرك .
امپرسیونیستی با ثبات كلاسیك بود، برآورده می ساخت. سینیاك كه چهار سال جوانتر از او بود و با تحرك و جنگجو محسوب می شد، و دل به این آزمایشات بسته بود، تحت تأثیر این تابلو واقع و مشتاقانه به این مذهب تازه گروید. او در 1885 در كارگاه گیومن(13) با پیسارو(14) ملاقات كرد و موجب آشنایی او و سورا شد. پیسارو نیز با اشتیاق این راه تازه را برگزید، چرا كه چنین روشی میل او را به ساختمان و نظم برآورده می ساخت. پیسارو پسر بزرگ خود، لوسین و دوستش لویی هایت(15) را به این نهضت علاقه مند كرد. بین سالهای 1884 و 1886 سورا دومین كمپوزیسیون بزرگ خود «یكشنبه در گراندژات» را به وجود آورد، كه بر اساس تضاد نیم رنگها و به كمك تكنیك كاملاً جا افتاده ی او ساخته شده بود.این تكنیك را می توان به قطعه قطعه كردن با اسلوب ضربه های قلم مو، تعریف كرد كه او آن را دیویزیونیسم(16) می خواند، و عاقبت كار آن به پوانتیلیسم(17) كشید.
سینیاك كه تئوریسین گروه بود، می گفت: تقسیم كردن، یعنی حفظ كردن همه ی فواید درخشش، رنگ آمیزی و هماهنگی كه از چهار طریق حاصل می شود:
1- از طریق آمیزش عینی ی قطعاتی كه مستقلاً خالصند (یعنی همه سایه های طیف و نیم رنگ هایشان).
2- جدا كردن عوامل مختلف (یعنی رنگ های محلی، رنگ نور و عكس العمل هایی كه ایجاد می كنند).
3- تعادل بین این عوامل و نسبت هایشان (برحسب قانون تضادها، درجه بندی و پرتوافكنی).
4- انتخاب اندازه ی ضربه ی قلم مو، به طوری كه كه متناسب با اندازه ی تصویر باشد.
در مارس 1886 دوران روئل – دلال هنری – به نیویورك رفت و سیصد تابلوی امپرسیونیستی را با خود برد، كه باید به آنها آثار سورا و سینیاك را هم اضافه كرد. در همان سال تابلوی گراندژات مهمترین اثر موجود در هشتمین و آخرین نمایشگاه امپرسیونیست ها بود كه از 15 مه تا 15 ژوئن برگزار شد. جمع امپرسیونیست ها از 1880 در خطر تفرقه افتاده بود. همین نمایشگاه، آغاز رسمی نئوامپرسیونیسم و یا به زبان پیسارو، جدا شدن امپرسیونیست های رمانتیك را از امپرسیونیست ها علمی مژده داد. مونه، رونوار و سیسلی خود را كنار كشیدند؛ دگا همكاری سورا، سینیاك، لوسین و كامیل پیسارو را كه جملگی آثارشان در یك اطاق به نمایش گذارده بودند، پذیرفت. اما شرط كرد كه كلمه امپرسیونیست ها از آفیش نمایشگاه حذف شده و آثار انگران و دوبواپیله به دلیل متناسب نبودن، رد شود.
فنئون كه زمینه ی آشنایی سورا و دوستانش را فراهم كرده بود و سرنوشت چنین رقم خورده بود او خود مشوق و مفسر صمیمی آنها باقی بماند، مقالات متعدد استادانه یی را در مجلات پیشرو آن زمان به آثار این نقاشان اختصاص داد، و این مقالات در پایان همان سال به صورت كتابی منتشر شد. نئوامپرسیونیست ها به عنوان یك گروه متشكل در دومین نمایشگاه مستقلین در تویلری از 21 اوت تا 21 سپتامبر 1886 شركت كردند. در این نمایشگاه بار دیگر سورا تابلوی گراندژات خود را نمایش داد. در ماه نوامبر پیسارو در نانت نمایشگاه داشت و موفق شد كه سورا و سینیاك را نیز با خود در این نمایشگاه شركت دهد. همین سه نقاش از طرف «انجمن 20» كه یك گروه مستقل و شجاع به رهبری اكتاوموس(18) محسوب می شدند، دعوت گردیدند تا آثار خود را در بروكسل به نمایشگاه گذراند. سینیاك و سورا در شب افتتاح نمایشگاه در فوریه ی 1887 حضور داشتند. اگرچه تابلوی گراندژات را فرهیرن(19) بسیار ستود و این تابلو تنها احترام عده ای را برانگیخت، اما در مقابل، بسیاری از هنرمندان بلژیكی تحت تأثیر آن به سوی دیویزیونیسم جلب شدند. از بین این نقاشان می توان هانری وان دوولده(20) و تئووان ریسلبرك(21) را نام برد. در فرانسه نیز دیویزیونیست های تازه ای ظهور كردند كه مهمترین آنها عبارتند از: ه. پتی ژان(22) ، ماكسیمیلین لوس(23) و كمی بعد لوسی كوستوریه(24).
این نهضت در ایتالیا نیز راه یافت و هنرمندانی نظیر سگانتینی(25) ، پرویاتی(26) موربلی(27) به آن پیوستند و برای نخستین بار در 1891 در میلان معرفی شدند. همچنین سه تن از نقاشان مهم اواخر قرن نوزدهم بی آنكه به نئوامپرسیونیسم تعلق داشته باشند، تحت نفوذ سورا به تجربه ی دیویزیونیسم پرداختند، این سه تن عبارتند از: گوگن در 1886، لوترك در1887 ووان گوگ تقریباً در تمام دوره ی موسوم به پاریسی (1888-1886) در طی این مدت روابط وان گوگ با سینیاك و سورا بسیار بارور بود.
كار با اسلوب سورا در دو كمپوزیسیون بزرگ او به اوج خود رسید رقص عامیانه در 1890 و سیرك در 1891. این آثار بر اساس تضاد خطوط ساخته شده بودند. در آنها گرایش ستلیزاسیون مشهود است، و او به این ترتیب سبك مدرن را لمس كرد. سورا در 32 سالگی در 29 مارس 1891، خسته از كار اما موفق در رساندن پیام خویش، بدرود حیات گفت. پیسارو كه به رهبری این گروه دعوت شده بود، از آنجا كه دیویزیونیسم را رها كرده و به رفتار آزادانه ی آثار قبلی خویش باز گشته بود، این دعوت را نپذیرفت، تنها لوسی كوستوریه، كروس وسینیاك كه در 1889 كتاب از اوژن دلا كروا تا نئوامپرسیونیسم را منتشر كردند، كوشیدند تا به روح و روشی كه برای خیلی ها چیزی جز یك مشت دستورالعمل نبود، اما نبوغ استادانه ی مورا به آن تبلور و هستی بخشیده بود، وفادار بمانند. كتاب آنها از آن پس به عنوان یك اثر كلاسیك محسوب شده است.
در 1889 و حتی تا حدود 1904 فوویسم خلق شده بدست ماتیس تنها بخشی از پوانتیلیسم محسوب می شد، چرا كه ماتیس یك تابستان تمام را در كنار سینیاك و كروس در سن تروپه كار كرده بود. از طرف دیگر نمایشگاه مجموعه ی آثار سورا را در سالن مستقلین در 1905 را می توان مبدا پیدایش كوبیسم تلقی كرد
Posted in:
تحقیق هنری من
|
|
|
نودریافتگری یا نئوامپرسیونیسم جنبشی در نقاشی فرانسوی بود که هم ادامه دهندهٔ دریافتگری (امپرسیونیسم) بود هم واکنشی در برابر آن. نئوامپرسیونیسم اصطلاحی است که منتقد فرانسوی فلکس فنئون در سال ۱۸۸۷ برای این جنبش وضع کرد. نودریافتگری مانند دریافتگری دلمشغول بازنمایی رنگ و نور بود، ولی بر خلاف دریافتگری میکوشید که آن را بر مبانی علمی استوار کند. اساس نظریهٔ نودریافتگری، دیویزیونیسم و تکنیک مرتبط با آن نقطه چینی (پوانتیلیسم) بود. یعنی نقطههای مجزا با رنگهای خالص را به گونهای در نقاشی به کار برده می شوند که در صورت دیده شدن از فاصلهٔ مناسب، حداکثر شفافیت و درخشش را به دست دهند. در چنین نقاشیهایی نقطه ها 
هم اندازهاند و به گونهای انتخاب می شوند که با مقیاس تابلو هماهنگی داشت . ژرژ سورا برجستهترین هنرمند این جنبش بود. پل سینیاک که نظریه پرداز اصلی آن بود و برای مدتی کامی پیسارو، دیگر همبستگان مهم این جنبش بودند. هر سه هنرمند، تابلوهای نودریافتگری خود را در واپسین نمایشگاه دریافتگری در سال ۱۸۸۶ به نمایش گذاشتند.
نودریافتگری عمر چندانی نداشت، ولی بر شماری از نقاشان اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم همچون گوگن، ونسان ونگوگ، ماتیس و لوترک تأثیر بسزایی بر جای گذاشته باشند.
Posted in:
تحقیق هنری من
|
|
|
۱۲ شهریور ۱۳۸۷
by تفکر برتر

کلود مونه (۱۴ نوامبر ۱۸۴۰ - ۵ دسامبر ۱۹۲۶) بنیانگذار نقاشی دریافتگری (امپرسیونیسم) فرانسوی بود.[۱] اصطلاح امپرسیونیسم از یک از نقاشی های
در پاریس متولد شد و در ژیورنی زندگی اش پایان گرفت. در آکادمی سویس و مدرسهٔ هنرهای زیبای پاریس تحصیل کرد. با پیسارو، رنوار، سیسلی آشنا شد؛ با مانه و کوربه دیدار کرد. در سال ۱۸۷۴ نخستین نمایشگاه امپرسیونیستها بر پا شد؛ مونه تا سال ۱۸۸۲ در این نمایشگاه و نمایشگاههای بعدی شرکت جست. مجموعهٔ تابلوهای نیلوفرهای آبی را در سال ۱۸۹۹ آغاز کرد. از ۱۹۱۴ به بعد در دوره ای طولانی به کشیدن چنین تابلوهایی پرداخت. در ۱۹۲۱ مجموعه ای از کارهایش مورد قبول دولت واقع گردید و نارنجستان(اورانژری) پاریس برای نگهداری آنها بازسازی شد. مونه مهم ترین نمایندهٔ دریافتگری به شمار می رود. آثار زیادی از وی به جای مانده و در بسیاری از گالریهای مهم دنیا از آنها نگهداری می شود.[۲]
مونه در ۲۰ سال پایانی عمرش از بیماری آب مروارید رنج میبرد که به نوبه خود باعث شد تا کارهای وی به دو دوره قبل و بعد از بیماری تقسیم شود.
او با عنوان امپرسیون طلوع گرفته شده
Posted in:
تحقیق هنری من
|
|
|
کلود مونه که در آن زمان تنها 15 سال داشت به کمک یوگن بودین تاثیر نور بر مناظر طبیعت را درک کرد،مونه بعده به عنوان یکی از بزرگترین هنرمندان این سبک شناخته شد.
1863 رد آثار امپرسیونیست های جوان و نمایش این آثار در تالار مردودین (تالار عدم پذیرش)،این برحه را می توان آغاز جدی امپرسیونیست دانست.
1866 تالار مردودین (تالار عدم پذیرش) در این سال میزبان آثاری ازادگار دگا،فردریک بازیل،برشا موریسون و آلفرد سیسیلی شد.
1870 جنگ سال 1870 این جنگ موجب جدایی موسسان گردید. فردریک بازیل درجنگ کشته شد،آگوست رنوار مجروح شد، ادگار دگا داوطلب جنگ شد،پل سزان درپروئنس پناه گرفت، کامیل پیسارو،کلود مونه و آلفرد سیسلی به لندن رفتند.
1873 دوراند روئل(حامی مالی امپرسیونیست ها) خود را قادر به فروش آثار امپرسیونیسم آینده ندید بنابراین در سال 1873 مجبور شد خرید خود را متوقف نماید.
1874 در این سال آنها آثار خود را در نادار جاییکه آثارشان را ارائه کردند ولی با عدم پذیرش تالار مواجه شدند ،به معرض نمایش گذاردند.
1876 پل سزان حاضر نشد در نمایشگاه دوم در نادار شرکت کند،در این نمایشگاه 74 اثر از ادگار دگا و همچنین آثار ی از برث موریست به نمایش در آمد.
1879 حضور برث موریست در نمایشگاه سال 1879 بیانگر از هم پاشیدگی گروه شد. آگوست رنوار ترجیح داد تا آثار خود را به تالار رسمی بفرستد.
1880-81 دگا به همراه پیسارو کوشید تا اتحاد گروه را حفظ نماید اما تلاشهای وی باشکست مواجه شد زیرا مونه، سیسیلی و آگوست رنوار در نمایشگاه پنجم که درآوریل سال 1880 افتتاح شدحضور پیدا نکردند با این وجود آثار هنری گاگویین برای اولین بار در این نمایشگاه به معرض نمایش گذاشته شد. در سال 1881 برخی از امپرسیونیستها از جمله پیسارو،دگاس،گایلومین،و برث موریست به نادار برگشتند.
1894 در سال (1894) 29 اثر هنری از میان 65 اثر اهداء شده توسط کایلبوت به موزه لوگزامبورگ با عدم پذیرش مواجه شدند.
1903 کامیل پیسارو پدر امپرسیونیسم در سال 1903 چشم از جهان فرو بست. همه مردم بر این اعتقاد بودند که این جنبش مهمترین تحول هنری قرن به شمار میرودو همه اعضا گروه او جز بهترین نقاشان به شمار میروند.امپرسیونیستها علاوه بر تاثیر عمیقی که بر فرانسه داشتندبر دیگر کشورها نیز به ویژه آلمان، کره، هم چنین بلژیکی و دیگر نقاط اروپا تاثیر بسزایی داشت.
نقاشان مطرح:
ژرژ سورا
کلود مونه
پیر آگوست رنوار
آلفرد سیسلی
کامیل پیسارو
ادگار دگا
پل سزان نقاشی های امپرسیونیستی امروز بیش از هر زمان دیگر دوست داشتنی و قابل تحسین اند،در حالی که در دهه های 1870 و 1880، تقریبن همه، آن ها تحقیر میکردند.
Posted in:
تحقیق هنری من
|
|
|

هنری د تولوز- لوترک ( 1864 – 1901)
“لوترک نقاش مناظر, شمایل های مذهبی و مفاهیم انتزاعی نبود . موضوع همه نقاشی های او , جز چندی از آنها که به بازنمایی حیوانات اختصاص دارند , آدم هایی هستند که زندگی شان بخشی واقعی از زندگی خود او است.” گرستل مارک – از کتاب ” تولوز لوترک (1938)
هنری د تولوز لوترک در 24 نوامبر سال 1864 میلادی در آلبی فرانسه متولد شد. او یک نجیب زاده بود, فرزند و وارث ” کنت آ لفونس – چارلز د تولوز- لوترک “و آ خرین وارث این خاندان در قرن نوزدهم میلادی . پدر هنری مردی ثروتمند , خوش چهره و در عین حال عجیب و غریب بود و مادرش زنی بود که تمامی زندگی خویش را وقف یگانه فرزند خود کرد. هنری پسری ضعیف و مریض احوال بود. او دوران تحصیل خود را در لیسه فونتانس در پاریس آغاز و در ده سالگی شروع به طراحی و نقاشی کرد . اولین تمایلات هنری اش با شرکت مداوم دراستودیوی رنه پرینستو آغاز شد. هنری در 12 سالگی پای چپ و در 14 سالگی پای راستش را شکست . استخوان ها رشد طبیعی خود را از دست دادند و پاهای او به طور ناقصی رشد کردند.او دوران بلوغ خود را با بالاتنه ای عادی و پاهایی کاملا کوتاه سپری کرد ( لوترک1.5 متر قد داشت )
. وي در 1882 نزد بونات یک سال بعد از آن نزد کورمون به شاگردی پرداختلوترک علی رغم عمر کوتاهش 737 اثر نقاشی روی بوم , 275 تابلوی آبرنگ , 368 چاپ و پوستر و 5084 طراحی از خود به یادگار گذاشته است. مجموعه آثار او مجموعه ای است مستند از سال های 1800 تا 1900 دوره ای که به عصر بزرگان مشهور است. او در 1885 استودیو شخصی خود را در مون مارت تاسیس کرد و شروع به طراحی و تصویر سازی برای مجلات و مشتريان گوناگون کرد.ملاقات لوترک با ون گوک در سال 1886 به آشنایی او با امپرسیونیسم و پست – امپرسیونیسم انجامید و از 1988 شروع به به تصویر کشيدن مناظر شهری و مردمیان جامعه اطراف خود کرد . تصاویر تئاتر ها , کافه ها , سالن های موسیقی ( و اغلب صحنه هایی از مولن روژ) و روسپی خانه ها به وفور در کار های لوترک دیده می شوند. این چهره های خارق العاده در آثار لوترک , از دلقک ها گرفته تا نجیب زادگان و از ورزشکاران گرفته تا روسپییان نمایانگر طیف وسیعی از احوالات اجتماعی دوران او ستند.
Posted in:
تحقیق هنری من
|
|
|